{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی یاد تو گذشت همه عمر من ولی

بی یاد تو گذشت همه عمر من ولی

با من همیشه ماندی و نشناختم تو را

بر خوان رحمت و کرم و استجابتت

عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را

شب های جمعه تو نمک اشک و روضه را

بر جان من چشاندی و نشناختم تو را

با رأفت و بزرگی و آقائیت مرا

تا کربلا رساندی و نشناختم تو را
دیدگاه ها (۳)

باز هم قهرمانان باز هم افتخاری دیگر

ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺳﻨﺒﻞ ﺍﺳﺖ.....ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﻮﺩ........ﻭ ﺍﯾﻦ...

عرفه آمد و من باز مصفـــــا نشدم حاج...

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد خدا به خاطر ارباب این عطای...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

🧁 پارت بیست و دوم | رازِ کاپ‌کیک آخرصبح آن روز...لیانا مثل ه...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۵: «نقشه...

تولدت مبارک جونگ‌کوکِ ما… 🐰💜🎂گاهی فکر می‌کنم چقدر عجیبه که ی...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

P27(۳سال بعد)ا/ت مقابل آینه ایستاده بود،کت و شلوار زنانه سفی...

پارت چهاردهم | رضایتدو هفته از آن روز گذشته بود.در تمام این ...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط