تموم شد تو نقطه ای آخرم غرور تو تسلیم کرده منو میدونم دیگ
تموم شد تو نقطه ای آخرم غرور تو تسلیم کرده منو میدونم دیگه زخم این واژها محاله بفهمونه درد منو تو امواج فکرت باید غرق شد گذشتی گذشته آب از سرم من از بین میرم تو فکر خودم دارم آرزوتو ب گور میبرم من اونقد شبیه تو قدم میزدم که از ما یجور رد پا مونده بود که حتی نفهمیدی پشت سرت یکی توی این جاده جاا مونده بود
شاید چندسالی باید بگذره که رد شی از این راه پر خاطره ک
ی دستاتو اون لحظه میگیره که روی ردپاهای من راه بره
حالا که رسیدی ب مقصد بگو که من گم شدم توی یک حادثه رسیدن به تو آرزوی منه کی به آرزوهای من میرسه
چشاتو ببندو فقط فکر کن پای اشتباهت کی نابود شد کی هی سوخت واست جاده روشن بشه
کی خاکسترش پای تو دود شد
تا اینجاشو ک پا به پات اومدم میخندیدم اما پاهام بی حسه به این مقصد دور که تو ذهنته فقط مرده ای من میرسه
شاید چند سالی باید بگذره رد شی از این راه پر خاطره کی دستاتو اون لحظه میگیره که روی رد پاهای من راه بره
حالا که رسیدی ب مقصد بگو که من گم شدم توی یک حادثه رسیدن ب تو ارزوی منه کی به ارزوهای من میرسه
شاید چندسالی باید بگذره که رد شی از این راه پر خاطره ک
ی دستاتو اون لحظه میگیره که روی ردپاهای من راه بره
حالا که رسیدی ب مقصد بگو که من گم شدم توی یک حادثه رسیدن به تو آرزوی منه کی به آرزوهای من میرسه
چشاتو ببندو فقط فکر کن پای اشتباهت کی نابود شد کی هی سوخت واست جاده روشن بشه
کی خاکسترش پای تو دود شد
تا اینجاشو ک پا به پات اومدم میخندیدم اما پاهام بی حسه به این مقصد دور که تو ذهنته فقط مرده ای من میرسه
شاید چند سالی باید بگذره رد شی از این راه پر خاطره کی دستاتو اون لحظه میگیره که روی رد پاهای من راه بره
حالا که رسیدی ب مقصد بگو که من گم شدم توی یک حادثه رسیدن ب تو ارزوی منه کی به ارزوهای من میرسه
- ۴.۴k
- ۳۱ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط