تصاویر تو
تصاویر تو
از مقابلم رد می شوند
بر می گردند
رویا می سازند
می شکنند
نابودم می کنند
هرچه فریاد می زنم
من بارها از نیستی مرده ام
هیچ کلاغی خبر مرگم را روی هوا نمی گیرد
هیچ درختی پشت پنجره ام سبز نمی شود
و پنجره ام
مدتی ست
چشم اندازغمگینی دارد
مدتی ست
کسی دلش را نمی شکند
کسی به باز شدن هوای گرفته اش کاری ندارد
کسی کاری به کارم ندارد
می ترسند
خانه هایشان را با درد اشتباه بگیرم
خودم را پخش کنم
تنهایی ام را به درو دیواربزنم
تصاویرتو
رد می شوند
بر می گردند
و هربارعمق بی کسی کسی را پر می کنند
که همسایه ها اسم گورش را
خانه ی ارواح گذاشته اند .
از مقابلم رد می شوند
بر می گردند
رویا می سازند
می شکنند
نابودم می کنند
هرچه فریاد می زنم
من بارها از نیستی مرده ام
هیچ کلاغی خبر مرگم را روی هوا نمی گیرد
هیچ درختی پشت پنجره ام سبز نمی شود
و پنجره ام
مدتی ست
چشم اندازغمگینی دارد
مدتی ست
کسی دلش را نمی شکند
کسی به باز شدن هوای گرفته اش کاری ندارد
کسی کاری به کارم ندارد
می ترسند
خانه هایشان را با درد اشتباه بگیرم
خودم را پخش کنم
تنهایی ام را به درو دیواربزنم
تصاویرتو
رد می شوند
بر می گردند
و هربارعمق بی کسی کسی را پر می کنند
که همسایه ها اسم گورش را
خانه ی ارواح گذاشته اند .
- ۴۵۷
- ۰۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط