{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاددارم یک غروب سردمیگذشت ازتوی کوچه دوره گرد. دوره گردم

یاددارم یک غروب سردمیگذشت ازتوی کوچه دوره گرد. دوره گردم کهنه قالی میخرم . دسته دوم جس عالی میخرم گرنداری کوزه خالی میخرم . کاسه وظرف سفالی میخرم .اشک درچشمان باباحلقه زد عاقبت آهنگ زدوبغضش شکست اول سال است نان درسفره نیست . ای خداشکرت ولی این زندگیست ؟ بوی نان تازه هوش ازما ربود اتفاقامادرم هم روزه بود سوختم که دیدم بابا پیربود بدترازاین خداهم دلگیربود مشگل ماتنها نان نبود حتم دارم خداآنجانبود بازآواز درشت دوره گرد رشته ی اندیشه ام راپاره کردخواهرم بی روسری بیرون دوید ای آقاسفره خالی میخرید باتشکرازکامی عزیزم
دیدگاه ها (۲)

زندگی آهسته تر من خسته ام کوله بارپاره ام رابسته ام زخ...

نی میزنی دف میزنی آتش به دنیامیزنی جانابزن آتش تنم به به...

گوهرخویش را هویداکن کمال این است وبس خویش را درخویش پیداک...

چه آرامشی داشتاین خونه ها تو هوای سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط