یاددارم یک غروب سردمیگذشت ازتوی کوچه دوره گرد. دوره گردم
یاددارم یک غروب سردمیگذشت ازتوی کوچه دوره گرد. دوره گردم کهنه قالی میخرم . دسته دوم جس عالی میخرم گرنداری کوزه خالی میخرم . کاسه وظرف سفالی میخرم .اشک درچشمان باباحلقه زد عاقبت آهنگ زدوبغضش شکست اول سال است نان درسفره نیست . ای خداشکرت ولی این زندگیست ؟ بوی نان تازه هوش ازما ربود اتفاقامادرم هم روزه بود سوختم که دیدم بابا پیربود بدترازاین خداهم دلگیربود مشگل ماتنها نان نبود حتم دارم خداآنجانبود بازآواز درشت دوره گرد رشته ی اندیشه ام راپاره کردخواهرم بی روسری بیرون دوید ای آقاسفره خالی میخرید باتشکرازکامی عزیزم
- ۹۷۴
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط