{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁴³

تو حیاط نشسته بودم
جینوس: ا.ت
ا.ت: بله
جینوس: حالت خوبه
ا.ت: اره
جینوس: ولی احساس میکنم وانمود میکنی
ا.ت: نه وانمود نمیکنم
جینوس: واقعا لویی و جونگکوک دارن باهم ازدواج میکنن!
ا.ت: فک کنم همینطور باشه
جینوس: نمیشه که
ا.ت: چرا نشه
کوک: جینوس پاشو برو
جینوس: کجا برم
کوک: بهت میگم برو
جینوس: باش
کوک: ا.ت
ا.ت: باز چیه
کوک:ا.ت
ا.ت: خب چیه بگو
کوک: گفتم بزار چند روز بزار از هم جدا بشیم بعد برمیگردیم
ا.ت: درسته گفتی جدا بشیم ولی نگفتی برگردیم
کوک: چی فک کردی با خودت من جدا بشم ازت اصلا هیچوقت اسمشو نیار گفتم فقط چند روز
ا.ت: دیوونه ای
کوک: اره گفته بودمت دیوونه توام
ا.ت: 😂
کوک: ا.ت تو که مشکلی نداری
ا.ت: منظورت چیه
کوک: اینکه فقط یک هفته ازهم جدا بشیم
ا.ت: نه مشکلی ندارم
کوک: باشه
م.ک: اینجا نشستین
ا.ت: سلام زن عمو
م.ک: سلام عزیزم
ا.ت: خب من میرم
م.ک:کجا عزیزم میموندی
ا.ت: میخوام برم پیش مامانم
م.ک: باشه برو
کوک: مامان
م.ک: جانم
کوک: راسته؟

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱)

fake kookpart*⁴⁴کوک: راسته؟ م.ک: که چیکوک: من میخوام با لویی...

fake kook part*⁴⁵چند روز بعدمنو جینوس رفته بودیم باهم خرید ج...

fake kookpart*⁴²لویی: اره تو جینوس: پدربزرگ لویی راس میگه ا....

fake kook part*⁴¹لویی و مامانش رفتنکوک: من نمیدونم لویی به ک...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

ا. ت : فکر کردی با تو شوخی دارم؟بعد اومد جلو و یک بوسه کوچیک...

کوک : راستی ا. ت من به یک مهمونی دعوتم با من میای؟ا. ت : امم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط