{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانت اتش به جان کدام راه گم کرده ای میزند باز که از حرا

چشمانت اتش به جان کدام راه گم کرده ای میزند باز که از حرارتش دل بی قرار من اینگونه میسوزد.. چند نگاه خسته دیگر به انتظارت بنشینم .. چند شبانه.. چند عاشقانه....
.چند عاااااااااااااشقانه..
..
. آنگاه که آوار تنهایی روحت را در هم شکست ، گوشه ی قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم..
.
.
دیدگاه ها (۴)

دستم را نمیدانم ولی دلم فقط برای تو می نوازد...

کاش زمان در دستانم بود تا زمان با تو بودن را انقد طولانی میک...

دوست داشتن یه نفر دیوونگیه دوست داشته شدن توسط یه نفر یک هدی...

کاش میشد بعضی وقت ها دست اتفاق را بگیریم که نیفتد

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

ادامه سکانس دوم:روی قفسه،کتاب ها و وسایل مورد نیاز بسیاری چی...

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

خانوم مدیرعاملپارت ۱۷ | دیر رسیدنصدای جیغ نِلا هنوز در راهرو...

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط