{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این دیار خسته کش دیگر بریده نفسم

در این دیار خسته کش دیگر بریده نفسم
هرچه تلاش می کنم به آرامش نمی رسم


در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد
ارثیه های عاطفی اینجا زمن ربوده شد


روز،نفس نفس زنان رو به سراب می روم
خشک گلو و تشنه لب به عشق آب می روم


شب که به خانه می رسم شکسته بال و خسته جان
در غم فردای دگر باز به خواب می روم


از تن خشک شاخه گل توقع جوانه نیست
اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست


از گل چهره سوخته،طراوتی طلب نکن
برای رفع تشنگی تکیه به تشنه لب نکن


فرشته ی نجات من دیر به ما رسیده ای
کهنه شده است زخم ما کوشش بی ثمر نکن
دیدگاه ها (۱)

می آیی.... تا شقایق های قلبم دوباره جان بگیرد؟می آیی.... تا ...

هر شعر گریز از یک گناه بودهر فریاد گریز از یک دردو هر عشق گر...

امشب به یادروی تو باماه خلوت کرده امبا یادعشق گرم تو تااوج ه...

دامِ صیّاد کجا؟ مرغِ گرفتار کجا؟ پرِ پروانه کجا؟ شمعِ شبِ تا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ به اطراف نگاه کردی...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "61"☆ویو هانا☆بعد از رفتن آقای الکس، چند لحظه همون...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

پارت: 23 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین دقیقاً روبه‌روی من ایس...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

dark life =22

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط