{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقا دیروز تو ایستگاه مترو ی پسر7/8ساله دیدم که ی ایفون5گ

عاقا دیروز تو ایستگاه مترو ی پسر7/8ساله دیدم که ی ایفون5گلد هم دستش بود...رفتم نشستم پیشش گفتم سلام عمووو.خوبی؟داری بازی میکنی؟میشه ب منم نشون بدی؟!بعد ی نگاه ب عمق چشام کرد و ی سری تکون داد و گفت دارم این شماره حسابارو هک میکنم.....
.
.
.
.
.
.
.
کسی میدونه مرگ موش کیلو چنده؟!|:
دیدگاه ها (۲)

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۵ات ویوصبح با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدمتمام بدن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 12 جک ویودر رو باز ...

عاقا دیروز تو ایستگاه مترو ی پسر7/8ساله دیدم که ی ایفون5گلد ...

وقتی از پرورشگاه آورده بودتپارت ۲با حرفش ماتم بورد مگه اون ق...

رمان :دل خوش ب خدا (سارا دختری ۱۹ ساله ک کیلو متر ها و سال...

رمان《همسایه دوست داشتنی من》.

#گروه کیپاپ#پارت 4جی اون:زنگ خورد کتابامو جمع کردم و گذاشتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط