{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌼گیسوی شب🌼

🌼گیسوی شب🌼
# پارت شصت ونه..



یاشار:

پوفی کرد وگفت : خودم هنوز شوکه ام
آریا برام تعریف کرد وحالا فهمیدم مشکل آریا چیه یکم دلداریش دادم ولی انگار براش مهم نبود ولی چرا دنبال کسی میخواست بره که دیگه براش مهم نبود ...ولی شک داشتم هر چی بود مادر واقعی آریا بود
- آریا یعنی این چند سال که دایی وآقاجون قهر بودن و...
آریا : آره بخاطر همین موضوع بوده هر چند که شک دارم
- خودت ناراحت نکن آریا من جای تو نیستم ولی می دونی که چقد مادرت دوس دارم عاشق مهربونی هاشم می دونمم تو عاشق مادرتی ...از نظر من ول کن این موضوع رو
آریا چیزی نگفت منم برای تغییرحال آریا گفتم : بریم یه ابزار فروشی
چیزی نگفت وده دیقه بعد جلو یه ابزار فروشی وایساد لوازم مورد نیازم رو خرید وگذاشتم صندوق عقب وبعدم رفتم
تو ماشین نشستم آریا نگاهی بهم انداخت واشاره ای به پشت کرد وگفت : چی گذاشتی تو صندوق عقب
- طناب
متعجب نگاهم کرد
- چیه ؟
آریا : طناب برای چی ؟
خندیدم وگفتم : میخوام خودم رو دار بزنم
آریا زیر لب گفت : بی مزه
- برای تاب
با اخم نگام کرد وگفت : بازم تاب
با صداخندیدم
- آره یه تاب اساسی
آریا لبخندی زد وگفت : آقا جون پوستت رو می کنه
ابرویی بالا انداختم وگفت : قبلا باهاش وارد مذاکره شدم
آریا خندید وگفت : زبون باز
- حالا فهمیدی تناب برای چیه ؟
آریا لبخندی زد وگفت : خوبه
تا برگشتیم خونه آریا سکوت کرده یود مثله همیشه وقتی رسیدیم آریا ماشین عمو رو برد تو پارکینگ ومنم وسایل رو گذاشتم همونجا
دیدگاه ها (۲۳)

🌼گیسوی شب🌼# پارت هفتاد....یاشار:منو آریا باهم هم قدم شدیم ور...

🌼گیسوی شب🌼# پارت هفتاد ویک ....یاشار : دایی گفت : نه عمو یاش...

🌼گیسوی شب🌼# پارت شصت وهشت..یاشار:طبق معمول باز این یاشین پیر...

🌼گیسوی شب🌼# پارت شصت وهفت..گیسو : - خوبه مامان : کی حرف گوش ...

part7«دخترِ خیابان بارونی – زخمی که اسم داشت»شب آروم بود… و...

تو عضو نهمی و تولد جوپه و دارید کادوهایی که براش گرفتید رو ب...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_19« یعنی چی؟ »جه‌هون برای چند ث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط