{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا که بودیم،

تا که بودیم،
نبودیم کسی
کشت ما را
غم بی هم نفسی
تا که خفتیم،
همه بیدار شـدند
تا که رفتیم،
همگی یار شـدند
قدر آن
شیشه بدانید که هست
نه در آن موقع
که افتاد و شکست
دیدگاه ها (۱)

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست ناگهان باز دلم یاد تو افتاد...

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 8بعد از تمام شدن ناهار ظرف ها ر...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁷﴿ویو ات﴾زنگ آخر مدرسه به صدا درآمد.با ب...

پارت بیست‌ونهم | فرودپارک لارانور کم‌رنگ صبح از پنجره‌ی هواپ...

میدونید که گفتم بابام چقدر تعارفی و خون‌گرمه؟از اون مدل آدما...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁹به سمت‌شان رفتیم.جی...

وارث سایه ها

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط