{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشکی عاشق؛ به آتش نزدیک میشد و برمیگشت...!! پرسیدند: چه

گنجشکی عاشق؛ به آتش نزدیک میشد و برمیگشت...!! پرسیدند: چه میکنی؟ گفت: دراین نزدیکی چشمه ای هست و من نوکم را پرآب میکنم و روی آتش میریزم. گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که می آوری بسیار زیاد است و این فایده ندارد. گفت:شاید نتوانم آتش را خاموش کنم،اما هنگامیکه خداوند پرسید: زمانیکه عشقت در آتش میسوخت چه کردی؟ پاسخ میدهم: هر آنچه از من بر می آمد...
دیدگاه ها (۱)

گنجشکی شتابان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت. پرسیدند: چه میکنی...

گنجشکی به آتش نزدیک میشد و برمیگشتپرسیدند:چه میکنی؟گفت:دراین...

‌ ‌ گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌...

گنجشکی باعجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت!پرسیدن...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشتپرسی...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمی گشت !پرس...

🐣 معنادار تلاش🐤 گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد...

#داستان_شب...تلاش معنادارگنجشکی با عجله و تمام توان به آتش ن...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت! پر...

#هرآنچه_ازمن_برمی_آمد گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط