گنجشکی باعجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت!
گنجشکی باعجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت!
پرسیدند:چه میکنی؟گفت:در این نزدیکی چشمه آبی هست
ومن نوک خود را پر از آب میکنم وآن را روی آتش میریزم.گفتند:
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو میاوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد.گفت:
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند میپرسد :
زمانی که دوستت در آتش میسوخت تو چه کردی؟
پاسخ میدهم :
هر آنچه از من بر می آمد ...انجام دادم ...
پرسیدند:چه میکنی؟گفت:در این نزدیکی چشمه آبی هست
ومن نوک خود را پر از آب میکنم وآن را روی آتش میریزم.گفتند:
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو میاوری بسیار زیاد است
و این آب فایده ای ندارد.گفت:
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند میپرسد :
زمانی که دوستت در آتش میسوخت تو چه کردی؟
پاسخ میدهم :
هر آنچه از من بر می آمد ...انجام دادم ...
- ۸۷۶
- ۱۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط