گنجشکی شتابان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت.
گنجشکی شتابان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت.
پرسیدند: چه میکنی؟
گفت: در این نزدیکی چشمه ای هست و من نوکم را پرآب میکنم و روی آتش میریزم.
گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که می آوری بسیار زیاد است و این فایده ندارد.
گفت که شاید نتوانم آتش را خاموش کنم. اما هنگامیکه خداوند از من پرسید زمانیکه دوستت در آتش میسوخت چه کردی؟
پاسخ میدهم : هر آنچه که از من بر می آمد...
پرسیدند: چه میکنی؟
گفت: در این نزدیکی چشمه ای هست و من نوکم را پرآب میکنم و روی آتش میریزم.
گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که می آوری بسیار زیاد است و این فایده ندارد.
گفت که شاید نتوانم آتش را خاموش کنم. اما هنگامیکه خداوند از من پرسید زمانیکه دوستت در آتش میسوخت چه کردی؟
پاسخ میدهم : هر آنچه که از من بر می آمد...
- ۷۲۹
- ۲۶ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط