{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشکی به آتش نزدیک میشد و برمیگشت

گنجشکی به آتش نزدیک میشد و برمیگشت
پرسیدند:چه میکنی؟
گفت:دراین نزدیکی چشمه هست و من نوکم را پرآب میکنم و روی آتش میریزم
گفتند:حجم آتش در مقایسه با آبی که می آوری بسیار زیاد است و این فایده ندارد
گفت:شاید نتوانم آتش خاموش کنم،اما هنگامیکه خداوند پرسد:زمانیکه دوستت در آتش میسوخت چه کردی؟ پاسخ میدهم:هر آنچه از من بر می آمد
دیدگاه ها (۸)

گنجشکی عاشق؛ به آتش نزدیک میشد و برمیگشت...!! پرسیدند: چه می...

گنجشکی شتابان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت. پرسیدند: چه میکنی...

‌ ‌ گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌...

#هرآنچه_ازمن_برمی_آمد گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدی...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت! پر...

گنجشک و آتش گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و ...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشتپرسی...

#داستان_شب...تلاش معنادارگنجشکی با عجله و تمام توان به آتش ن...

🐣 معنادار تلاش🐤 گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد...

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمی گشت !پرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط