چشم من بیا من و یاری بکن...
چشم من بیا من و یاری بکن...
گونه هام خشکیده شد کاری بکن...
غیر گریه مگه کاری میشه کرد...
کاری از ما نمیاد زاری بکن...
هرچی دریا رو زمین داره خدا...
با تموم ابرای آسمونا...
کاشکی میداد همه رو به چشم من...
تا چشام به حال من گریه کنن...
قصه ی گذشته های خوب من...
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن...
حالا باید سر رو زانوم بزارم...
تا قیامت اشک حسرت ببارم...
دل هیشکی مث من غم نداره...
مث من غربت و ماتم نداره...
حالا که گریه دوای دردمه...
چرا چشمام اشکشو کم میاره...
خورشید روشن مارو دزدیدن...
زیر اون ابرای سنگین کشیدن...
همه جا رنگ سیاه ماتمه...
فرصت موندنمون خیلی کمه...
سرنوشت چشاش کوره نمیبینه...
زخم خنجرش میمونه تو سینه...
لب بسته سینه ی غرق به خون...
قصه ی موندن آدم همینه...
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد...
تا قیامت دل من گریه میخواد...
گونه هام خشکیده شد کاری بکن...
غیر گریه مگه کاری میشه کرد...
کاری از ما نمیاد زاری بکن...
هرچی دریا رو زمین داره خدا...
با تموم ابرای آسمونا...
کاشکی میداد همه رو به چشم من...
تا چشام به حال من گریه کنن...
قصه ی گذشته های خوب من...
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن...
حالا باید سر رو زانوم بزارم...
تا قیامت اشک حسرت ببارم...
دل هیشکی مث من غم نداره...
مث من غربت و ماتم نداره...
حالا که گریه دوای دردمه...
چرا چشمام اشکشو کم میاره...
خورشید روشن مارو دزدیدن...
زیر اون ابرای سنگین کشیدن...
همه جا رنگ سیاه ماتمه...
فرصت موندنمون خیلی کمه...
سرنوشت چشاش کوره نمیبینه...
زخم خنجرش میمونه تو سینه...
لب بسته سینه ی غرق به خون...
قصه ی موندن آدم همینه...
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد...
تا قیامت دل من گریه میخواد...
- ۶.۷k
- ۱۶ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط