{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انسان هادر حسرت های مختلف بسر میبرند..

انسان هادر حسرت های مختلف بسر میبرند..
گاهی حسرت،حسرت دیررسیدن ویا هرگز نرسیدنه .
گاهی حسرت حسرت نداشتنه ،
گاهی هم حسرت،حسرت از دست دادنه مثل از دست دادن فرصت ها ،
داشته هاویا.....
وبدترین حسرت حسرت خدا حافظیست آنهم خداحافظی که دلت به آن راضی نیست،خیلی سخت است وجانکاه..
میخوای بری اما،
نه چمدانی داری برای بستن،
نه پایی برای رفتن،
ونه جایی برای ماندن..
اما از خداحافظی بدترپیدانکردن فرصت خداحافظیه..
این حسرت کاری ترین زخم واثر رابردل انسان خواهد گذاشت،زخمی که همیشه تازه خواهد ماند واصلا خوب شدنی نیست..
از آن به بعد از هرجای این شهر بزرگ که ردبشی خاطرات جانکاه راه نفس کشیدنت را مسدود میکند..
کاش وقتی که فهمیدی،
چمدان سفرش رابسته و همیشه آماده رفتنه،هرگز احساست را نمی گفتی..
بعد از رفتنش تمام زندگیت میشه حسرت یک خدا حافظی به دل مانده..
یک حرف ووصیت نگفته..
یک بوسیدن جا مانده..
همیشه به خودت میگی کاش روز آخر بیشتر کنارش بودم.
کاش هرگز رهایش نمی کردم که در شلوغی های روزگار گم شود..
تمام شانست در دنیا فقط یک لحظه بود که تو آن را هم باختی..
بدهم باختی ..
بد....
(ر__ش__ج__ر)
دیدگاه ها (۱)

نشسته بودو سرش توی کتاب و دفتراش بود.گفتم مجید جان چیه ؟ درس...

بابا کبود میگفت ؛داشتم آگهی روزنامه ومجلات را میخواندم،کلی ت...

پدر بزرگ خدا بیامرزم، سال های آخر عمرش خیلی کم حرف شده بودوگ...

دلم هوایی شده.. آرام قرار ندارم ،، هوا هوای بی قراریست..بغض ...

عاشقانه های شبنم بابهترین بابا

⁨⁨⁨حرف دل 🫀تمنّادارم کپشن را بخونید🙏گاهی آدم‌ها بی‌صدا از زن...

با درود وسلام به خدمت یاران وهمراهان همیشه همراه ودوستان باا...

چهره آشنا _ سخنان استاد رائفی پور

میخوام قصه ی خیلی از ماها رو براتون تعریف کنم: آدمکی را می ش...

باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۴۵ ✦ سه ماه بعد... دیگر خبری از زنگ...

سال ها پیش پدربزرگ از مکه آمده بود و برایمان سوغاتی آورده بو...

عشق تا وقتی ظهور نکند و آثار و نتایج آن را نبینیم، شناخته نم...

نمیتوان از اینجا گذشت ، اینجا پر از یاد تو بوده ، پر از عشق ...

سال ها پیش پدربزرگ از مکه آمده بود و برایمان سوغاتی آورده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط