{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هفده

پارت هفده
قطع کردم و رفتم تو اتاق هیونا، در زدم
هیونا: میشه یک لحظه صبر کنین
جونگکوک: باشه
در رو باز کرد موهای مشکیش تا کمرش میومد و چشما و لبای درشتش و گونه های گل افتادش و مژه های بلندش قلب ادم رو میبرد
هیونا: کاری داشتید اقای جئون؟(سرد)
جونگکوک: امروز برات روانشناس میاد (عادی)
هیونا: واسه چی؟(سرد)
تو چشمای بی روحش کمی تعجب دیده میشد
جونگکوک: فقط باهاش حرف بزن همین (عادی)
هیونا: سعیم رو میکنم مچکرم اقای جئون (سرد)
در رو بست و منم رفتم پایین و کمی اب خوردم
جونگکوک:کارا میای بالا پیشم؟
کارا: چیزی شده؟
جونگکوک: باید باهات حرف بزنم
کارا: اوکی الان میام
خونه ی لیسا با عمارت من نزدیک 1 ساعت فاصله داشت پس وقت کافی برای مشورت با کارا رو داشتم.
رفتم بالا و نشستم رو تخت در باز شد و کارا اومد تو نشست کنارم و گفت: چیزی شده؟
جونگکوک: با لیسا حرف زدم، احتمالا هیونا سادیسم داره
کارا: چی؟
جونگکوک: الان میاد و میره پیش هیونا وقتی اومد باهاش حرف میزنیم
کارا: باشه، ولی کوک مثل داداشاش و مامانش نیست، دختر عاقلیه عزیزم، توهم کمی باهاش راه بیا
جونگکوک: فعلا نمیتونیم درباره ی این موضوع حرف بزنیم
کارا: باشه عزیزم (لبخند)
دیدگاه ها (۴)

پارت هجده کارا رفت و منم رو تختم دراز کشیدم3 ساعت بعدصدا ی د...

پارت نوزده (پارت اخر) هیچ کدوم از بزرگ تر ها خونه نبودم یعن...

پارت شانزده سوجون: هیونا هیونا (اروم) هیونا: بله؟(اروم) سوجو...

پارت پانزدهبه غیر از جنی کسی نمیدونست کارا 8 ماهه بارداره ان...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:³⁹هیونا توی آینه چشمش به جونگکوک افت...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:³⁷جیهوپ هم از خدا خواسته بلند شد و...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:⁴⁴چند وقت گذشته اخیرا جونگکوک با ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط