{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

▫ ️ساکتم "ساکت"

▫ ️ساکتم "ساکت"
اما پرم از حرفهای تلخ
پر از رمز و راز

و امروز پس از سالها
احساس می کنم فهمیدم
فهمیدم وقتی کسی
حرفهایت را نمی فهمد

باید در سکوت آرام و بیصدا سوخت
باید رها کرد
باید رفت!!!
دیدگاه ها (۳)

درد یَنـــی بـا چشای خیس بقیہ رو دلداری بدیو وانمود ڪنی درڪش...

. "اینجـــــــــا زَمین اَست"جایی کِه:قِیمَت یِک عِـــــــــ...

بیدارے؟ (نوشتہ میشہ)(بهت نیاز دارم) خونده میشہ :)

hاگر یک روز از من بپرسند قوی ترین زنان دنیا چه کسانی هستند ?...

خدایا…صبر را به دلم هدیه کن،که حتی وقتی کسی مرا نمی‌فهمد، یا...

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

آخرین بحث پارت ۲۶

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟏چند روز بعد، یونا به حضور پادشاه فرا...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۲ — عملیات پس گرفتن وای‌فایجونگکوک پنج د...

آخرین بحث پارت ۸

پارت ۲۵ — «نقشه‌ی رها»رها رفت توی آشپزخونه و در رو پشت سرش ب...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط