زندگی یعنی سراشیبی گردنت
زندگی یعنی سراشیبی گردنت
یعنی موج موهات
یعنی سرخیه چشمات از خستگی که نیمه شب بارها پلکهاتو به زور باز کنی و حال منو بپرسی؛
که خوبی؟
سردت نیست؟
آب نمیخوای؟
آرومی؟
بعدم با صدای خابالو و تن بی جونت بگی بیا بغلم..
زندگی یعنی اون لحظه ای که منو تو آغوشت فشار میدی که من با تمام وجود حس کنم که هنوز کسی هست که منو با همه دردام بخواد..
زندگی یعنی لحظه ای که گونم تو یه لحظه پر میشه از جای لبت..
زندگی اون لحظه س که اسممو با "میم" مالکیت صدا میزنی..
و این لحظه چقدر دستان پر شهوتم بیقرارند برای لمس دستانی که دنیایم را آرام کرد.
یعنی موج موهات
یعنی سرخیه چشمات از خستگی که نیمه شب بارها پلکهاتو به زور باز کنی و حال منو بپرسی؛
که خوبی؟
سردت نیست؟
آب نمیخوای؟
آرومی؟
بعدم با صدای خابالو و تن بی جونت بگی بیا بغلم..
زندگی یعنی اون لحظه ای که منو تو آغوشت فشار میدی که من با تمام وجود حس کنم که هنوز کسی هست که منو با همه دردام بخواد..
زندگی یعنی لحظه ای که گونم تو یه لحظه پر میشه از جای لبت..
زندگی اون لحظه س که اسممو با "میم" مالکیت صدا میزنی..
و این لحظه چقدر دستان پر شهوتم بیقرارند برای لمس دستانی که دنیایم را آرام کرد.
- ۱.۲k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط