{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی یعنی سراشیبی گردنت

زندگی یعنی سراشیبی گردنت
یعنی موج موهات
یعنی سرخیه چشمات از خستگی که نیمه شب بارها پلکهاتو به زور باز کنی و حال منو بپرسی؛
که خوبی؟
سردت نیست؟
آب نمیخوای؟
آرومی؟
بعدم با صدای خابالو و تن بی جونت بگی بیا بغلم..
زندگی یعنی اون لحظه ای که منو تو آغوشت فشار میدی که من با تمام وجود حس کنم که هنوز کسی هست که منو با همه دردام بخواد..
زندگی یعنی لحظه ای که گونم تو یه لحظه پر میشه از جای لبت..
زندگی اون لحظه س که اسممو با "میم" مالکیت صدا میزنی..
و این لحظه چقدر دستان پر شهوتم بیقرارند برای لمس دستانی که دنیایم را آرام کرد.
دیدگاه ها (۵)

ببین...وقتی صدات میکنم بم نگو ها یا بله داد بزن بگو جووونم ع...

یه سری مردا هستن... تیپ های سنگین خاصی میزنن، اکثراً مشکی پو...

خسته و کوفته میاد خونهآروم کلیدو تو در میچرخونهوتو مث هر شب ...

ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﺧﻴﻠﻲ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﻱ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻕ ﺩ...

پیمان نقره ای

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

#مافیا_عزیز_من#Part26این بار خنده‌اش واضح‌تر بود. خم شد و بو...

شب التیام.

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

نام: قرارداد نفرتPart:71هانا و تهیونگ زودتر از چیزی که فکر م...

رمان دختری به نام مروارید(16)چاره ای ندارم باید از روی دیوار...

.تو تختت جابجا میشیپتو رو کنار میزنی بالشتو اینور اونور میکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط