{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سهراب گفتی:چشمها را باید شست

سهراب گفتی:چشمها را باید شست
شستم ولی....

گفتی: جور دیگر باید دید

دیدم ولی ....

گفتی زیر باران باید رفت

رفتم ولی ....

او نه چشمهای خیس و شسته ام را....نه نگاه دیگرم را....هیچ کدام را ندید

فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: ” دیوانه باران ندیده...
دیدگاه ها (۳)

قابل تامل

اینارو ببین:-D

نگران افتادن نیستم !!خـــــــــداهـــــوامــــــــو داره...خ...

آدمهای ساده را دوست دارمهمان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند...

سهراب سپهری

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

سناریو کازوتورا درخواستی

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

قسمت هشت

پارت ۱۵ دو روز بعد...رابطه‌ی آریانا و جونگ‌کوک هنوز مثل قبل ...

سلاممممبچه ها این اولین تکپارتی ایه که من دارم مینویسم ببخشی...

<پارت ۱>《برادره ناتنیم》ویو ا/ت الان ۱ ماه میشه که بابام با م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط