{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی همچون مسافر بوسه ای بر من زدی

آمدی همچون مسافر بوسه ای بر من زدی
با دل و چشمت عجب آتش بر این خرمن زدی

از همان شب خواب از چشمان من بیرون شده
مبتلا گشتم به چشمت این دلم پر خون شده

پر شده عطر نفسهای تو در شبهای من
دور کردی از دلم با خنده ات غمهای من
دیدگاه ها (۳)

...

بوسہ بر لبهاے شیرینتــــــــ چو قند   میڪشد من را بہ آغوشتــ...

زن که عاشق می شود شعر از لبانش می خزدبا همان لبها که گاهی یا...

من ازاین فاصله تالمسِ تنت می ترسماز همین رفتنِ بی آمدنت می ت...

سلام سلام «پارت اول» ات ٫ تهیونگ ...

dark life = 40

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁴ات ✨ اینطوری که حرف زدی مطمئن ش...

عاشقانه های شبنم

شب التیام.

پرسه در جنگل...کم‌کم هوا رو به غروب می‌رفت.ات و کوک با چند ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط