{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوال علمي شرعي اجتماعي يه پسر...........

سوال علمي شرعي اجتماعي يه پسر...........
امروز با نامزدم بيرون بودم، تا رسيدم خونه دست كردم تو جيبم ديدم گوشيم نيست!
زنگ زدم كسي جواب نداد!
مسيري رو كه پياده اومده بودم برگشتم، نبود منم جوگير!!!
گفتم خدايا اگه پيدا بشه يه گوسفند ميكشم!!!
خلاصه با حال و روز داغون برگشتم خونه، زنگ زدم به نامزدم گفتم:
عزيزم من گوشيم گم شده، اگه زنگ زدي يا اس.ام.اس دادي جواب ندادم نگران نشو
گفت نه عزيزم من نگران نشدم چون گوشيتو توي ماشين من جا گذاشتي. ولي نيوشا جون ومهسا جون و عسل جون تا حالا كلي اس.ام.اس دادن و يك بند هم دارن زنگ ميزنن! فكر كنم اونا خيلي نگرانت شدن.
گوشيتو ميندازم تو سطل آشغال كنار در ورودي همون پارك خراب شده اي كه با توي عوضي توش آشنا شدم. ديگه هم به من زنگ نزن
بااااي ...!
حالا يه سوال: من الان بايد گوسفند بكشم يا نبايد ؟
دیدگاه ها (۴)

شرلوك هلمز كارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نو...

شيره ايه ميميره، ميبرنش بهشت. دو سه روز ميگذره، يك روز ميان ...

سه نفر رو مي خواستند اعدام کنند.نفر اول رو مي برن جلوي جوخه ...

سه دوست در يك اتومبيل به مسافرت مي رفتند و متاسفانه يك تصادف...

پارت ۴ (سرنوشت)

رمان عشق مافیا پارت 7از زبان ا/تگفتم : واووو تو آشپزی هم میک...

رومان روز برفی (پارت 2 )از زبان اتامروزم مثل روزایہ دیگہ رفت...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط