{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک سنگ انداختم تو دریا ؛

یک سنگ انداختم تو دریا ؛
اصلأ به روی خودش نیاورد که سنگی به سمتش پرتاب شده !!

از اون روز یادم موند که آدم وقتی بزرگ بشه و عمیق، بزرگترین مشکلات رو هم در خودش غرق می کنه، نه اینکه خودش غرق مشکلات بشه !

دریا باش ...
دیدگاه ها (۱)

"کمربند یک مرد حریم خاصے دارد...دو جا اگر باز شود شلوار از پ...

وقــتے کســے با همــہ یِ وجــودش تو رو دوســت داشت....فــکر ...

یه روز گنجشکی میبینه یه عقرب پیر گریه و زاری میکنه که توان ر...

اگر پشت سر یک زن بد شنیدیدبدانید دو حالت دارد :اگر گوینده مر...

با لباس سفیدش روی صحنه میرقصیدبدنش رو با ریتم تکون میدادزیر ...

ادامه پارت ۲۵

🖤 شناسنامه رمان «سبز یشم زیر باران»ژانر:ویکتوریایی | تاریخی ...

dark life = 40

تا حالا دقت کردین که جین یه مشکل خیلی واضحی برای خوندن داره؟...

قسمت سوم: رقصِ آتش و لب‌هامکان: تالارِ بزرگِ هتل، زیر نورِ ل...

یکی بود که خیلی پولدار بود،اما همیشه فقط یک دست کت‌وشلوار قه...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

پارت پنجم---**پارت پنجم: فرار به سمتِ سایه‌ها**ماشین با ترمز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط