{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تجسم کن کنارت باشد...

تجسم کن کنارت باشد...
شب...قبل از خواب...
نگاهش کنی تا مطمعن شوی که هست...
که می ماند
صبح ک بیدار می شوی،هنوز هم هست!
که خواب نیست
که حقیقت دارد بودنش
فکرش را بکن...
نگرانیت را بفهمد،نگاهت کند،ببوست،نزدیکتر شود،طوری ک نفسش صورتت را گرم کند،بگوید:
بخواب عزیزم،کنارت هستم...
و این یعنی زندگی رویایی...
دیدگاه ها (۵)

p10جنا هنوز به عکس ماریا خیره شده بود.حرف‌های سویون مدام در ...

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

Between Sleep and Breath

🦢 پارت دوازدهم | اولین هشدارلیانا هنوز کارت را در دستش نگه د...

سناریو بلولاک/قفل آبی

میبخشی پارت ۳

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط