ازدواج سوری پارت

ازدواج سوری پارت63

هم دیگرو بغل کردیم کلی اشک ریختم بعد چند دقیقه از هم جدا شدیم گرفتم سیری زدمش

ـ چرا وانمود کردی که مردی، چرا نیومدی پیشم چرا گذاشتی فک کنم که مردی، هان؟*با داد*
رایدس ـ میدونم منو ببخش
ـ چه بخششی؟!توهم مثل مامانی *با داد*
رایدس ـ ات من ولت نکردم
ـ پس این کارت چی بود؟*با داد*
رایدس ـ.....
ـ خب بگو دیگه این کارت چی بود؟*با داد*
رایدس ـ اگه میومدم پیشت میمردی
ـ هع مردن؟ من خیلی وقته که مردم

اون مکانو ترک کردمو رفتم تو اتاقم هرچقد تونستم به کیسه بوکس ضربه زدم

ویو رایدس

جیمین ـ رایدس بیا داخل هوا سرده
ـ مرسی بهتره که برم وگرنه حالش بد تر از این میشه

داشتم میرفتم که مین یونگ دستمو گرفت

مین یونگ ـ دیگه نمیزارم ترکم کنی
ـ من لیاقت تورو ندارم
مین یونگ ـ تو تنها کسی بودی که به من نگفت دیونه
مین هیوک ـ میشه نری؟ زن عمو ات خیلی بهت نیاز داره
میا ـ اره نرو تا حالش بدتر از این نشده

تا این حرفا رو شندیم از اونجا نرفتمو موندم

ناجینا ـ بیا تو

رفتم داخل یه گوشه نشستم

ناجینا ـ کی تهدیدت کرد که اگه بیای پیش ات کشته میشه؟
ـ تهدید تلفنی بود نمیدونم کی پشت خط نشسته بود
ته ـ شمارش چی؟
ـ از خط یک بار مصرف استفاده میکرد

تو همین حال بودم که صدای جیغ ات خونه رو گرفت و یکی از پسرا رفت پیش ات

ویو تهیونگ

صدای جیغ ات رو شنیدمو رفتم سمتش
نصف وسایلا رو ریخته بود به هم میخواست دستشو بکوبنه به اینه که جلوشو گرفتم

ـ ات به خودت بیا

داشت نفس نفس میزد و میخواست جیغ بکشه که لبامو گذاشتم رو لباش جیغ تو گلوم خفه شد
بعد چند دقیقه از هم جدا شدیم

ـ الان بهتری؟
ات ـ اره

یه نگاه به دستاش انداختم از بس به کیسه بوکس ضربه زده بود قرمز کرده بود

ـ بیا بریم پایین تا دستتو برات باند پیچی کنم
ات ـ انگشت پام
ـ انگاشت پات چی؟
ات ـ درد میکنه

دیدم که انگشت پاش قرمز کرده

ـ همین جا بخواب الان میام
ات ـ نه میخوام بیام پایین
ـ میتونی راه بری
ات ـ اره

اروم اروم رفتیم پایین پیش بقیه

ویو ات

رایدس از سر جاش بلند شد و کمکم کرد تا بیا بشینم و نشستم

ناجینا ـ ات بازم؟
ـ حداقل فشاری که روم بود از بین رفت
جونکی ـ نمیدونم دیگه به سر نوشت چی بگم
نامجون ـ بچه ها جمع کنیم تا ما بریم
ـ ببخشید که این مهمونی رو بهم زدم
مین هیوک ـ مشکلی نیست

بچه ها رفتن فقط منو ته و رایدس و ناجینا و جیمین و جونکی و مین یونگ موندیم

رایدس ـ هنوز این عادتو ترک نکردی؟
ناجینا ـ نه هنوز ترک نکرده
جونکی ـ منم باید برم
ناجینا ـ کجا میخوای بمونی؟
جونکی ـ هتل رزرو کردم میرم اونجا
ناجینا ـ باشه مواظب خودت باش

جونکی هم رفت
دیدگاه ها (۲)

ازدواج سوری پارت 64ته ـ ناجینا جعبه ی کمک های اولیه کجان؟ نا...

ازدواج سوری پارت 65یه صدای پچه شندیم ـ این صدایه نیانگه راید...

ازدواج سوری پارت 62سفره رو چیدیم خوردیم وسایلو جمع کردیم تو ...

ازدواج سوری پارت 61 جیمین ـ من برم لباسامو عوض کنمو بیام ـ خ...

پارت 2&:اوه خدای من یعنی قراره با آقای جنون ورزش کنیم؟ (خوشح...

تک پارتی ته

جیمین فیک زندگی پارت ۶۱#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط