{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Embrace of the mafia

part: 35


جنا.الانم به خاطر همین زنگ زدی!....واقعا که


کوک. کاری که گفتمو انجام بده.....خدافظ!



ویو جنا. از کاراش سر در نمی اواردم فقط سریع آماده شدم

ایان خواب بود منتظر موندم جونگ کوک بیا...بهم گفت که ایان رو بیدار نکنم فقط گزاشتش عقب ماشین تا بخوابه...



بعد از اونی که راه افتاد و نمیدونستم کجا میره گفتم...



جنا. نمیخوای چیزی بگی؟

یعنی واقعا اینقدر برات بی ارزشیم!
حداقل من هیچی به بچه خودت رحم کن...میدونی که چقدر بهت وابستگی داره...




کوک. عزیزم میشه اینقدر سوال نپرسی!
اگه قرار باشه چیزی رو بدونی خودم بهت میگم...


جنا. امید وارم همین طور باشه که میگی...



ویو جنا. حدودا ۲۰ دقیقه تو راه بودیم که بعدش یه جا وایستاد و گفت پیاده شم!



جنا. ایان چی؟ تنها بمونه تو ماشین!!!!
اصلا برای چی اینجا اومدیم...؟



کوک. نگران بچه نباش زود برمیگردیم..( پیاده میشه)



ویو جنا. دیگه واقعا داشت اعصابم خورد میشد!

نگاهی به ایان انداختم و لبخند محوی زدم...دستمو روی موهاش کشیدم و پیاده شدم..یه حس بدی داشتم که دلم نمیخواست با جونگ کوک برم!.......



باهم رفتیم داخل یه دفتر


کوک. باید یه سری چیزا رو امضا کنی!


جنا. چی هستن؟


کوک. بریم داخل...میفهمی


ویو کوک. میدونستم یونهی خیلی وقته که جلوی دفتر منتظرمه از توی اینه ماشین دیدمش...از قبل بهش گفته بودم بعد از اینکه ما رفتیم داخل بره پیش ایان تا یه وقت بیدار نشه گریه کنه..



وقتی رسیدیم پشت در نمیدونستم باید به جنا چی بگم

سعی کردم خیلی کوتاه بهش بگم تا راضی بشه و بیاد داخل اتاق و اون برگه های کوفتی رو امضا کنه...ولی ظاهری تابلوی روی در رو دیده بود و دیر شده بود......

__________________________
https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ایران_و_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ایران_و_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی_ایران_و_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی_ایران_و_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ایران_و_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی_ایران_و_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ایران_و_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی_ایران_و_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ایران_و_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ویسگون/https://wisgoon.com/hashtag/تابع_قوانین_ویسگون/
دیدگاه ها (۵)

پارت پنجاه‌وپنجم | پایان ایانجئون جونگ‌کوکصدای شلیک هنوز توی...

برادر ناتنی منPart 3ویو نویسنده مدیر به یکی از بچه ها میگه ت...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁵ویو: جونگ‌کوکبا چند تا ماشین از ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهارمویو ات صبح از خواب با سردر...

فیک تهیونگ

#تپش.قلب.من Part 3هانا:رزی لطفا یه کاری بکن من بدون تو نمیتو...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

Iove and the moonPart 42ماشین در سکوت حرکت می‌کرد. صدای آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط