{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#۱۸۱

#۱۸۱
کاشکی وقتی فهمیدی بهم میگفتی... نمیریختی توی خودت... نمیزاشتی
انقدر این کینه ای که ازش داری بزرگ بشه که اینجوری بی طاقتت کنه... چرا ۸ سال حرفی نزدی مادر؟ چرا نگفتی اخه
دختر؟
لبخند تلخی زدم...
چی میگفتم به مامان پری؟
چی داشتم که بگم؟
میگفتم چون زنی که باهاش خیانت میکرد همون دختِر رویاهای دخترونم بود؟
ِ
همونی که باهاش روی تختم میخوابید و صدای پر از لذت و هوسشون همه جای خونه میپیچید همون عشق نو َجوونی
ِل خودم کنمش؟
من بود که میخواستم دنیا رو به زمین برسونم تا ما
همون دختری که داشتنش برام آرزو بود!
ولی صبح ها زیِر دست و پای شوهرم باید جمعش میکردم؟
ِن زندگیم...
دختری که فرشته ی رویاهام بود ولی بعد شد شیطا
پوزخندی به اون همه عشق و احساسی که نسبت بهش داشتم زدم..
واقعا باورم نمیشد چجوری انقدر شیفته اش شده بودم!
پوزخندی به اون همه عشق و احساسی که نسبت بهش داشتم زدم..
واقعا باورم نمیشد چجوری انقدر شیفته اش شده بودم!
صبح با لبخند از خواب بیدار شدم..
حس خوبی بود که دیگه امیری نبود تا مجبور باشم زیر یک سقف باهاش زندگی کنم!
ِ
از زیر پتو بیرون اومدمو بعد از سرویس راهی پایین شدم..
دیدگاه ها (۱)

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

اخرین دعا 35

فیک کوک پارت ¹⁴ویو ا.ت باورم نمیشد که اعتراف کرده بود ، اون ...

چند پارتـ درخواستــــــــــــــــ💔🧊ــــــــــــــوقتی باهات ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_3ساعت دقیقا نه و پنجاه و ...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۲هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط