{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شهری قدم میزنم که دختران لبان سرد خود را سرخ تر میکنند

در شهری قدم میزنم که دختران لبان سرد خود را سرخ تر میکنند تا شاید دل سیاه پر از هوس پسرها سرخ شود به بهانه ی عشق! در شهری زندگی میکنم که پسرانش ادای مجنون را در می آورند تا شاید تن لیلی های ساده را به دست آورند! در شهری اشک میریزم که پسرانش چشمان هیز خود را در پس عینک دودی پنهان میکنند تا شاید دختران در شیشه ی سیاه عینک، چشمان صادق خویش را ببینند! در شهری می ایستم که دختران بر بوسه های خود قیمت میگذارند تا شاید پسران پولدار شریک آنها شوند! در شهری می اندیشم که پسرانش خود را چون دیوار محکم تعریف میکنند تا شاید دختران تکیه کنند بر بازوی شیشه ای آنها! دهانت را می بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم! من میگویم حق دارند ، چون دوست داشتن های ما بو دار است... بوی سوء استفاده.... بوی خیانت..... بوی دروغ و بازی میدهد....
دیدگاه ها (۳)

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

KIM V

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

p : 1

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دوازدهم: سقوط در اقیانوسِ تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط