Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant
Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to be. But by fighting against fate, we can change such a destiny.
⟩⟩ Beyond Fate....
part..²
دروازههای عظیم آکادمی بلورین زیر نور صبح میدرخشیدند؛
برعکس انتظار آینا، اینجا سرد و سنگین نبود… زنده بود.
صدای برخورد شمشیرها از میدان تمرین میآمد،
خندهی چند هنرجو در هوا پیچیده بود،
و پرچمهای آبیِ بلورین روی برجها میرقصیدند.
آینا نفس عمیقی کشید.
خب… حداقل شبیه زندان نیست.»
فانتا لبخند زد.
هیچوقت هم نبود.»
چند قدم که جلو رفتند، ناگهان صدایی آشنا از بالای پلهها پیچید:
اگه این دخترِ لیارا نیست، پس من کور شدم.»
آینا سرش را بالا آورد.
مردی با ردای سفید و موهای نقرهای که تا روی شانههایش میریخت، ایستاده بود. نگاهش جدی… اما گوشهی لبش خندان.
رهبر آکادمی بلورین.
آینا دست به کمر زد.
اگه قرار باشه همه با این جمله شروع کنن، فکر کنم باید از مادرم حقِ امتیاز بگیرم.»
چند نفر از استادها که پشت سر رهبر ایستاده بودند خندیدند.
یکی از آنها – زنی با موهای بافتهی تیره و زره سبک – جلو آمد و بیمقدمه آینا را در آغوش گرفت.
قدت از آخرین باری که دیدمت بیشتر شده… اما همون برق شیطنت تو چشمت هنوز هست.»
آینا خندید.
شرط های پارت بعد
۵ کامنت
۵ لایک
بوس به همتون💛✨
⟩⟩ Beyond Fate....
part..²
دروازههای عظیم آکادمی بلورین زیر نور صبح میدرخشیدند؛
برعکس انتظار آینا، اینجا سرد و سنگین نبود… زنده بود.
صدای برخورد شمشیرها از میدان تمرین میآمد،
خندهی چند هنرجو در هوا پیچیده بود،
و پرچمهای آبیِ بلورین روی برجها میرقصیدند.
آینا نفس عمیقی کشید.
خب… حداقل شبیه زندان نیست.»
فانتا لبخند زد.
هیچوقت هم نبود.»
چند قدم که جلو رفتند، ناگهان صدایی آشنا از بالای پلهها پیچید:
اگه این دخترِ لیارا نیست، پس من کور شدم.»
آینا سرش را بالا آورد.
مردی با ردای سفید و موهای نقرهای که تا روی شانههایش میریخت، ایستاده بود. نگاهش جدی… اما گوشهی لبش خندان.
رهبر آکادمی بلورین.
آینا دست به کمر زد.
اگه قرار باشه همه با این جمله شروع کنن، فکر کنم باید از مادرم حقِ امتیاز بگیرم.»
چند نفر از استادها که پشت سر رهبر ایستاده بودند خندیدند.
یکی از آنها – زنی با موهای بافتهی تیره و زره سبک – جلو آمد و بیمقدمه آینا را در آغوش گرفت.
قدت از آخرین باری که دیدمت بیشتر شده… اما همون برق شیطنت تو چشمت هنوز هست.»
آینا خندید.
شرط های پارت بعد
۵ کامنت
۵ لایک
بوس به همتون💛✨
- ۱۷۷
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط