{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مـن یـکـــــ زنــ ـــ ــم ...

مـن یـکـــــ زنــ ـــ ــم ...

هـــر چـقــدر هـــم که ادای محـکــم بــودن را دربـیــاورم !

هـــر چـقــدر هـــم که ادای مسـتـقــل بـــودن .

ایـنــکه " مـمـنـ ــون " !

خـــودم از پـسـش بــرمی آیــــم .

بـاز هـــم تـه تهـــش ...

بـه آن سـیـنــه پـهــن مــردانـه اتـــــــ نـیــاز دارم !

بـه دسـتـــــ هــایــت حـتــی .

نـمــی دانـی چـه لــذتــی دارد ...

وقـتــی " تـ ــ ـو " از خـیــابــان ردم مـی کـنــی !!
دیدگاه ها (۱)

پارت پنجاه‌وهفتم | صبحِ آرامجئون جونگ‌کوکنور صبح آروم از پنج...

پارت پنجاه‌ونهم | خونه‌ی لاراجئون جونگ‌کوکبالاخره رسیدیم کره...

چند پارتی تهیونگ

پارت سی‌وششم | پیدات کردم، نترس... جئون جونگ‌کوککوچه‌به‌کوچه...

فیک : بین راندها

پارت پانزدهم | چرا ازم دفاع کردی؟بعد از تمام شدن کلاس...همه ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط