پرده های کافه را پایین بکش ، ای قهوه چی
پرده های کافه را پایین بکش ، ای قهوه چی
دوست دارم ، تا بنوشم قهوه ای تاریک را!
سینیِ فنجانِ من را پیش روی من بِذار
دوست دارم بوی نابِ قهوه ، از نزدیک را
پیش من بنشین و گیتاری بزن آرام و
رام
تا بفهمم مزه ی یک قهوه با موزیک را
می گذارم کَم کَمَک ،لَب بر لَب فنجانِ تلخ
حال میفهمم که مُدتهاست ، مَعطَل کرده ام
بغضهای در گلو ، آماده ی شلیک را
قهوه ، داغم کرده ، حالا قهوه چی من را ببین
خاطراتش جسمِ من را از زمان رد می کند
دوست دارم ، تا بنوشم قهوه ای تاریک را!
سینیِ فنجانِ من را پیش روی من بِذار
دوست دارم بوی نابِ قهوه ، از نزدیک را
پیش من بنشین و گیتاری بزن آرام و
رام
تا بفهمم مزه ی یک قهوه با موزیک را
می گذارم کَم کَمَک ،لَب بر لَب فنجانِ تلخ
حال میفهمم که مُدتهاست ، مَعطَل کرده ام
بغضهای در گلو ، آماده ی شلیک را
قهوه ، داغم کرده ، حالا قهوه چی من را ببین
خاطراتش جسمِ من را از زمان رد می کند
- ۱.۶k
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط