{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یهـ جِسمــ ِ نــوزدهــ بیـستــ سآلِهـ

یهـ جِسمــ ِ نــوزدهــ بیـستــ سآلِهـ

یِهـ تَفَکُر ِهَفتـــ ـ هَشتــ سآلِهـ ..

یِهـ زَخمـِِ دَهـ یـآزدَهـ سآلِهـ ..

یِهـ روح ِچِهِل سآلِهـ ...

این مَنَمـــ ..!

هَنوز نَسل ِآدِمـــ هآے دآغون مُنقَرِض نَشُدِهـ ...
دیدگاه ها (۳۰)

گیتارمدیگر ساز نمیزند مدتهاست .... که فقط ✘ زار ✘میزند ...

دلتـــــ ڪہ گـرفتـہ بـآشــد ...نـہ بـآلا و پـآیینـــِ صفحــہ...

تنهاییـ میدونیـ ینیـ چیـ؟!؟ تنهــــــــاییـ یعنیـبریـ تو ادد...

سَـختـه✘دَرک ڪسےڪہ↯ک دَرد هاشــــوفَقَـط خودِش میدونــهو قَل...

پارت ۶۱ آریانا هنوز به صفحه‌ی لپ‌تاپ خیره بود.کیم سونگ‌هو.ای...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت چهارم: «این بار نمی‌رم»اون شب اِم...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖اِریا چند ثانیه به عکس خیره موند.ـ «ای...

یک شب، یک اشتباهساعت از یازده شب گذشته بود که رادین بالاخره ...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وهفتم 𓆪 🖤🥀اسما به صفحه‌ی خاموش گوشی خیر...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۹ — ساعت هشتساعت دقیقاً هشت شد.رها روی م...

پارت ۳۵ بعد از شام، جین‌وو روی مبل لم داده بود و مشغول کار ب...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌ونهم 𓆪 🖤🥀اسما هنوز به تصویر خیره بود.ـ ...

رمان « دختر کوچولوی من » پارت ۳

✈️ چند روز بیشترپارت ۵ چند ساعت بعد، لیا هنوز بین قفسه‌ها می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط