{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در چشم تو دیدم غم پنهان شده ات را

در چشم تو دیدم غم پنهان شده ات را
پنهان نکن احساس نمایان شده ات را

یا دست بر این قلب پریشان شده بگذار
یا جمع کن آن موی پریشان شده ات را

جز شانه ی پر مهر تو کو شاخه ی امنی؟
گنجشک کم و بیش هراسان شده ات را

گاهی به نگاهی شده یک پنجره وا کن
این عاشق پابند خیابان شده ات را

از هر چه به جز چشم تو کافر شده این مرد
آغوش گشا تازه مسلمان شده ات را
دیدگاه ها (۲)

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

lost leaves/رمان جیمین

☘️براى "اتفاقِ خوب" زندگى ات منتظر باش؛هر قدر كه لازم است!اص...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

وارث سایه ها

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط