{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود!

حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود!

اما قایق نداشت!

دلباخته سفر بود!

اما هم سفر نداشت!

حکایت کسی است که زجر کشید!

اما ضجه نزد!

زخم داشت!

اما ننالید!

گریه کرد!

اما اشک نریخت!

حکایت کسی است که پر از فریاد بود!

اما سکوت کرد تا همه صدا ها را بشنود!
دیدگاه ها (۱)

خدایا؟؟؟دلگیر نشو از حرفم...ولی بخودت قسم ...

درخت ها با زمین... و زمین با درخت ها..پرندگان با درخت ها..و ...

مواضب باش " اگه صداشو شنیدیدلت لرزید و موندی" دیگه تمومه. ....

❁مـــامـــان؟! ❁ لحاف من صورتی بود،چرا سفید شده؟؟بالشم مثل پ...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

dark life = 20

عاشقانه های شبنم

You are paying back karma پارت¹⁶⁰⁹:⁰⁸ بامداد، سئول گانگنام. ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

My professorChapter:2Part:111با شنیدن این صدا...قلبم شروع به...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 108✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط