{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودک که بودم،

کودک که بودم،
وقتی‌ زمین میخوردم،
مادرم مرا می‌بوسید،
تمام دردهایم از یادم میرفت...
دیروز زمین خوردم، دردم نیامد،
اما...
به جایش تمام بوسه‌های مادرم به یادم آمد.....
مادرم روزت مبارک
دیدگاه ها (۱)

فقط میخوام که باورم کنی عشقم. چیز زیادیه؟میبینی مادر...... د...

آخه دختر خوب! ترک کردن بی بهونه هم آدابی داره.. اگه دیگه عاش...

‏این ویژگی توست که محشرباشی، تایک سر و گردن ازهمه سر باشی! ا...

سیگار هم مےتواند قاتل خوبی باشد... وقتی بایک پک خاطرات گذشته...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

پارت ۶هاشیراما با یک سینی شربت آمد داخل . کمی بازیگوشانه گف...

قسمت ۶

دختری که ملکه ی جهنم شد

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط