{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ســ ــه نقطہ را براے تـــو گذاشتہ ام همیشـــہ اینهـــآ نش

ســ ــه نقطہ را براے تـــو گذاشتہ ام همیشـــہ اینهـــآ نشآنہ ے ســ ــانســـ ــور نیستـــــ هزار حرفـــ و تصویـــ ــر و خآطره در آن خــــوابیده مثـــل من کہ وقتــــ ے نگـــآهت کنم سہ نقطـــہ بیشــ ــتر نمے بینم ; تـــــو , مــــن و خـــ ـــدا !...
دیدگاه ها (۱)

وقتی که چترت را گشودی در کنارمبا یک دلِ ابری هوس کردم ببارمد...

...

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد بردخشت خشت و آجر آجر پیکرم ر...

باید به فکر تنهایی خودم باشم.دست خودم را می‌گیرم واز خانه بی...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

قـ₊ـوانـ₊ـین:¹- بـ₊ـرای اودیـ₊ـش༘ن، هـ₊ـر یه ماه یبار فعـ₊ـ...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

P21دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که بگه که یه دفعه...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

پارت: 12 (بخش5) **زاویه دید: هیزل*زین دستش را توی جیبش کرد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط