{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسایه های خشن من

همسایه های خشن من ۱۲
_به بازوی جیمین تیر خورده بود که ات آمد بیرون
و با یه کلت نصفشون رو کش.ت و نصف دیگه شونو یه تک تیرانداز از روی بوم زد
شوگا: چطوری میتونه‌ اینقدر خون سرد باشه
جین: اگه خونه ماهم این همه امکانات و امنیت داشتن ات‌ هیچ وقت نمی‌توانست بیاد پیش ما
نامی: اینار ولکن جیمین خون ریزی داره
چیهوپ: ات ، ات ( با داد)
+‌ها (با داد)
چیهوپ: جیمین زخمی شده
+العان زنگ میزنم دکتر بیاد
چیهوپ: باشه
ویو جیمین
به بازوم تیر زدن که ات با کمال آرامش و یواش نصفشون رو زد و نصف دیگه شونو یه تک تیرانداز زد
جیمین: میگم یادت رفت که ماسک بزنی
ویو ات
خواب بودم که صدای تیر آمد و سریع لباس هامو‌ عوض کردم و کلت رو برداشتم و چند تا شونو زدم و چند تا شونو تک تیراندازم که متوجه شدم جیمین تیر خورده و تا منو دید گفت که ماسک رو یادم رفته راست میگه خاک تو سرم یادم رفت ماسک بزنم
نامی : تو چقدر خوشگلی
ویو کوک
داشتم با نامی حرف میزدم که جیمین گفت که ات یادش رفته ماسک بزنه و نظرم به ات جلب شد و اون ، اون مثل یه فرشته زیباست
+چیه نگاه داره😠
+مشکل داری بگو حل کنیم😤
_نه چیزها آخه یکم کیوتو یکم جذابو یکمم زیبایی
جین: کوک بنظرم بهتره نظر ندی
جین: امم تو واقعا هندسام هستی
+نیازی نی نظر بدی‌
شوگا: خب العان میخوای مارو بکش،ی
+امم باید فکر کنم
ویو ات
داشتم با پسرا حرف میزدم که یهو


#اسمات#وانشات#سناریو#فیک #کوک
دیدگاه ها (۲۳)

همسایه های خشن من ۱۳+داشتم با پسرا حرف میزدم کهدکتر آمد : سل...

همسایه های خشن من ۱۴ویو ات داخل مهمونی همش احساس سنگینی میکر...

همسایه های خشن من ۱۱_ات بهم گفت که افرادش تا 20 دقیقه بعد خا...

همسایه های خشن من ۱۰+داری چکار می‌کنی/او بیب میخواییم یکم حا...

part53 عشق پنهاننویسنده: جونگ کوک به زور دستش رو بلند کرد سم...

دلباخته...پارت 4ویو اتکه یهو دیدم یونا داره میاد و اون آقایی...

دلباخته...پارت 3ویو جونگکوکرفتم پیشه همون دخترهجونگکوک: از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط