{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسایه های خشن من

همسایه های خشن من ۱۴
ویو ات
داخل مهمونی همش احساس سنگینی میکردم هی خودمو با بقیه سرگرم میکردم که کوک آمد کار من و بهم گفت که بریم
+اهم من رئسم پس من تصمیم میگیرم کی بریم
_اخه
+برو بشین همین العان
_اوکی ولی برات خوب نمیشه
+هه تا ببینیم
∆ات پس فردا انتخاب بهترین مافیا سال هستش
+واقعاً 😬
∆اره نترس مثل همیشه موفق میشی
نامی: ات میگم کوک حال خوبی نداره میشه مارو با یکی از بادیگاردا بفرستی خونه.
+خب باشه بیا بریم خودمم خسته شدم
نامی : باشه
ویو اعضا
ته:کوک حالت خوبه عرق کردی
کوک: اره
جیمین: کوک میشه بگی چته چرا عرق کردی
_بچها من فکر میکنم که به ات علاقه مند شدم
جین : عمرا بهت نگاه کنه
_مرسی از دلداریت
جین: حقیقت همیشه تلخه
شوگا: بنظر چند روز صبر کن ولی بهش بگو که دوستش داری
_باشه
..........
#سناریو#اسمات#وانشات#کوک#فیک
دیدگاه ها (۱۲)

همسایه های خشن من پارت15ویو اتداخل مهمونی بودم که نامی گفت ک...

همسایه های خشن من ۱۶ویو ات داشتم تیر اندازی میکردم که یهو هم...

همسایه های خشن من ۱۳+داشتم با پسرا حرف میزدم کهدکتر آمد : سل...

همسایه های خشن من ۱۲_به بازوی جیمین تیر خورده بود که ات آمد ...

part48 عشق پنهان《ویو ات》درسته بلاخره فهمیده بودم که عاشقش شد...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

p5 ( ببخشید پارت قبلیو کم گذاشتم) ویو ی ات کم کم از خواب بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط