{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

٠٠٠

٠٠٠
از تو برای من چه مانده بود
خالی‌ِ یک خانه
خالی‌ِ یک نیمکت
چند کوچه ی آشنا
خالی‌ِ یک باغ
یک درخت
چند نامه
چند عکس
خالی‌ِ خاطرات
برایِ تو چه مانده است ؟
یک جاده
یک پنجره
و کسی‌ در انتظار .
.







نیکی‌ فیروزکوهی
دیدگاه ها (۵)

گاه نزدیک ست و گاهی کامل ازمن دورترمی شوی مثل خودم یک دنده و...

هم جا برای اینکه بمانم نبود و نیستهم موقع سفر چمدانم نبود و ...

هي شعر مي خواني و هي لبخند ، هي لبخندحتي درون ِ چشم هايت " م...

دل زود باورم را،به کرشمه‌ای ربودیچو نیاز ما فزون شد،تو بناز ...

ردی از نگاهت، مانده بر پنجره‌ها  بوی تو پیچیده در هوای کوچه‌...

مردی که در کنارم بود

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پارت ۹: خانه‌یِ خالیدیگر خانه‌یِ پدربزرگ، خانه‌یِ تهیونگ نبو...

مادرم نیست

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته استدیوار خانه چهره ی دیگر گ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 146✦...................

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط