{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد
دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد

جای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروب

آسمانی ابر با بغض سترون گریه کرد

با هزاران آرزو یک مرد مردی پر غرور

مثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرد

این خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شد

نسترن در گوشه ای افسرد لادن گریه کرد

وسعت تنهایی ام را در شبستان غزل

شاعری با فاعلاتن فاعلاتن گریه کرد

گریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشق

بارها این درد را در چاه بیژن گریه کرد

یک زمان حتی تو هم در مرگ من خواهی گریست

مثل سهرابی که در سوگش تهمتن گریه کرد

محمد سلمانی
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی جیمین پارت ۴

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.6کوک:وللش .....ا.ت:باید چیکار کنم؟...

ابلیس

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p15ویو هیونجین اونو با ۱...

[•] عمارت عشق [•] part: 11گریه میکرد و به خودش فحش میداد. نه...

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید...

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید...

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط