{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✘☜خُودَمو دوُست ندارَم ❥ ☞

✘☜خُودَمو دوُست ندارَم ❥ ☞
⇦ چِرا ؟!؟⇨
♚↲چُون با هَمه می خندم ↱♚
♜⇚ هَمه رو دِلداری میدَم ⇛♜
♞↞نِگران هَمه میشم↠♞
♝↺بِه هَمِه اَهَمیَت میدَم↻♝
♛⇇بُغض خیلی هارو بـِه خَندِه تَبدیل می کُنم⇛♛
✘وَلی✘
✘☜ هیچ کَس ☞✘
☜ هیچ وَقت ☞✘
^نَفهَمید^
`تو دِلم`
∅ چی میگذَره




ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
دیدگاه ها (۱)

یـِه چیــزی هـَس بـِش میگــَن ☜♡ مــــــــــــMàđàřéـ...

مَــــن زَدَمْ بِــــہ کــــوچــــِہ عَلــــے چَـــپْ ..دَرد...

↑میگـــذره↓↑•●↭سخـــتِ سَــخــت↭●•←←خـــاطره هــا→→✘✘تــلخِ ...

منم و خودم و خدا یه کوه گردانیممشکل هه جوییده قورتش دادیم...

ببین من کیم که واسه دختر درونم پیچ زدم 🤣🤣.نه بی شوخی میگم من...

مولانا:شمس،چرا هرچه بیش‌تر می‌فهمم،بیش‌تر احساس تنهایی می‌کن...

پارت ۱۰ بعد از رفتن سوفیا، خونه دوباره ساکت شد.داشتم لیوان‌ه...

‏🐺[۲۳:۴۶ به وقت کره]فقط یه کم دستم رو بریدم.نگران نباش ㅋㅋㅋㅋㅋ...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۷ | رو‌به‌رومرد چند قدم جلو آمد.جونگ‌ک...

تک‌پارتی تهکوک | «شریک من، بادیگارد من؟»مدیر امنیتی پرونده ر...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت ده 𓆪 🖤🥀ات به جیمین خیره شد.ـ «تو وا...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۶ — نقشه‌ی مشکوکجونگکوک با قیافه‌ای کامل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط