{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندکی نگاه میکنم...

اندکی نگاه میکنم...
آجرها کم نیست!
من خود دیوارها را کوتاه چیدم...
کوتاه چیدم تا سدی نسازم..
کوتاه چیدم که خانه بزرگتری برای قلبم بسازم...
خانه ای بزرگ با دیوارهای کوتاه...
پس تو ای غریبه!
ای دوست!
ای آشنا!
اگر دیوار من کوتاه است ؛
اگر دلم را بزرگ کردم که نرنجانم و نرنجم...
رحم کن...!!!
سنگ در این خانه نینداز...
تا خانه ام سنگ فرش این سنگ ها و تیشه ها نشود...
بگذار در خانه ی دلم جایی برای خود نیز داشته باشم...ღ
دیدگاه ها (۲)

هیچ کدام از این مردم در خلوتم نیستندکه ببینند این دل سنگی چگ...

از مرز متنفرم ...از خطی که قابل دیدن نیستاما از دیدن خیلی چی...

زن ها فریب کارترینند..همه چیزشان را پنهان می کنند !تنهایی را...

من فراری امازدنیای حقیقیازآدم هایشازکوچه پس کوچه هایشازخاطرا...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 158✦...................

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

p : 1

🎻۲۲:۱۸ | خیابان Saint-Jacques، منطقه پنجمدست‌هایش در جیب کتش...

«رایحه پنهان»17:28تهیونگ آروم پلک‌هاش رو از هم باز کرد.چند ث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط