همسراجباری

#همسر_اجباری #۲۱۷
هانگ دست آنا رو گرفته بود داشتن میومدن سمت پیست رقص .
پنجشو بین پنجه های آنا جا داده بود و دستش دور کمر آنای من بود. یه چرخی به خودمو شین دادم طوری که شین
و هانگ پشتشون به هم بود و نگاهی به آنا کردم اونم داشت نگام میکرد.چشماش دیوونم میکرد چشمایی که واقعا
زیبایی خدادادیشونو خیلی به رخ میکشیدن االنم با آرایش زیبایشون صدها برابر شده بود.
با حرکت چشماشو ابرواش فهمیدم بغض کرده. منم یه پوز خند زدم نمیدونم مرضم چی بود. قلبم واقعا تیر میکشید
واقعا...
-آی آریا دستم شکست تو چته.
اوه ...هرچی فشار بود با پنجم به دست شین وارد کرده بودم
-هی...هیچی.
آهنگ داشت تموم میشد. نمیدونم شین داشت چه غلطی میکرد واسه خودش حرف میزد.
پیست نیمه تاریک شدو یه نور رو منو شین افتاد.
کم کم همه از پیست خالی شد.
-بسه دیگه بریم بشینیم.
-نه عشقم واست سورپرایز دارم.
-سورپرایز... چی...
قلبم داشت میترکید.
صدای بابای شین نمیدونم از کجاپیچید تو فضا.
خانم ها آقایون همه ما امشب اینجا به دو دلیل جم شدیم یکیش کاری بود اما از همه مهمتر نامزدیه آریا مدرس و
دخترم منه. و از همینجا از حضور همه تون تشکر میکنم مراسم نامزدی واسه بعد از شامه....
دیگه .... حرفای سو رو نشنیدم
این.... این چی میگفت...من ....من عاشق یکی دیگه ام این بدترین شکنجه واسه من و آنا بود...همه نگاها به ما
بود...از شین متنفر بودم. دستمو گرفت ورو به جمعیت بودیم هیچی واسم مهم نبود نگاهم به آنا بود آنایی که جز یه
جسم مطمئنم چیزی ازش باقی نمونده بود. نگاهمو رو امیر چرخوندم که چشماشو به معنی آروم باش دو هم
گذاشت.و لب زد آروم باش.
شین با میکروفن داشت واسه خودش رو به جمعیت زارتو پورت میکرد... حالم ازش به هم میخورد...
چشمامو تو چشای آنا میخ کرده بودم آنا تورو خدا نگاه نکن خیلی شرمندتم.
شین میکروفن و سمتم گرفت.
آریا حرف بزن. عزیزم...
میکروفنو گرفتم پایین با لبخند زورکی گفت.
تو غلط کردی منو تو عمل انجام شدی قرار میدی. به موقش واست دارم.
میکرو فنو گرفتمو گفتم.
-مگه آدم وقتی احساس کنه عشقشم عاشقشه . چیزی کم داره.؟
اینا رو همه چشم تو چشم آنا میگفتم.
عشق من ینی نفسم آدم مگه میشه بی نفس زندگی کنه.
چشمو از آنا گرفتم میکرفنو داد دست کسی که تو زندگیم نقش مترسک و داشت.
-یه آهنگ عاشقانه فقط و فقط واسه عروس و داماد پخش میشه.
با همون نور و فضای نیم تاریک منو شین میرقصیدیم
این آهنگ واسم ناقوس مرگ بود
آهنگ تموم شدو شین رو پنجه پاش بلند شدبالبش اومد جلو خواست و لبشو رو لبم گذاشت
دیدگاه ها (۱)

#همسر_اجباری #۲۱۸چشم تو چشم آنا بود. که حاالکنار احسان وایسا...

#همسر_اجباری #۲۱۹هیچ جا،میخوام بیام خونه میری.. و دیگه مهلت ...

#همسر_اجباری #۲۱۶دساشو اورد سمت کراواتم. -کراوتتو کج بستی. ک...

#همسر_اجباری #۲۱۵هیچ در موردهیچی حرف نززززززن بببببند دهنتو ...

شب کنسرت...عالی بود دقیقا صندلی های ما هم توی چشم بود و چند ...

part 20"ویو ا.ت"خودمو به زور و بلا ازش جدا کردم و سر پا وایس...

همیشگی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط