{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیمه شبے خواهـم رفت،ازدنيایـے که مال من نيست،از، زمينے که

نیمه شبے خواهـم رفت،ازدنيایـے که مال من نيست،از، زمينے که بيـهوده مرا بـه آن بسـته اند
دنياوخوشے هايش ارزانے آدمهایے که زير باران دم از دوسـتداشتن مےزنند
اماباران كه بند آمد اسير تماشاے رنگين كمان مے شوند!
دیدگاه ها (۱)

تو یه کافی شاپ تنها نشسته بودم روی یه میز دو نفره …یهو یه دخ...

ﻣﻌﺒﻮﺩﺍ ! ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﻧﭽﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﺁﮔﺎﻫﻢ ﮐﻦ ﺗﺎ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺁﻧﭽﻪﻧﺪﺍﺭﻡ ﻧ...

ﻣﻐــــــــﺮﻭﺭ ﻧﯿﺴﺘـــــﻢ .. √ﻓﻘﻂ ﺩﻧﯿــــــﺎ ﺑﻬﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ↓ ﺗ...

ﻋﺪﺩ ﺁﺧﺮ سال تولدتون ﭼﻨﺪﻩ؟؟؟ - 0 ﯾﻌﻨﯽ " ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ " - 1 ﯾﻌﻨﯽ "...

و اما؛نیمه شبی من خواهم رفتاز دنیایی که مال من نیستاز زمینی ...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵²اما در یک لحظه...م...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

سناریو اوبیکاکا

P : 15

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط