{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی رویاییپارت

زندگی رویایی:پارت ۲۸
ویوا‌.ت:
کوک خیلی زیاده رویی میکنه..اوفف من نمیتونم اینجوری ادامه بدم..ممکنه کوک به سرش بزنه منو بکشه..پاشدم و رفتم دنبال گوشیم که پیداش کردم رو میز کنار تخت بود
گوشیم رو برداشتم و رفتم میخواستم برم بیرون..کوک ت‌‌‌‌....حریک شده بود ولی مردد بودم دلمو زدم به دریا و رفتم بیرون ولی کسی تو کلبه نبود یعنی کوک کجا رفته بادیگاردش بیرون بود رفتم سمت بهم تعظیم کرد و گف
◇خانم مشکلی پیش آمده
+نه کوک کجاس
◇ارباب..کار داشتن گفتن مراقب شما باشم اگه چیزی نیاز داشتید بگید بیارم
+اوهم‌‌..اوک فعلا چیزی لازم ندارم
بهش گفتم و آمدم داخل
کلبه رو دید میزدم قشنگ بود یه اتاقی توجهم رو جلب کرده بود کلا تو کلبه دوتا اتاق بیشتر نبود یه آشپز خونه داشت رفتم سمت در و بازش کردم.‌.. این کیه..این زنه کیه؟؟ عکسش همه جا بود باعث شد اشکام بریزن یعنی کوک داره بهم خیانت میکنه این زنه رو من جایی ندیدم همینجوری اشکام سرازیر میشدن دلم به شدت درد میکرد ....جلو تر رفتم و دستی به تابلو عکس زدم خاکی بود..این امکان نداره کوک اینجوری نیست من مطمئنم نداره خیانت میکنه اون...اون گفت منو دوست داره.‌..اشکام بیشتر و بیشتر می‌شد زود از اتاق بیرون آمدم ولی درو پشت سرم نبستم رفتم سمت در خروجی فقط میخواستم از این کلبه جهنمی بیام بیرون با سرعت درو باز کردم وامدم بیرون که بادیگارد باسرعت منو گرفت و گفت
◇خانم..خانم آروم باشید ارباب اجازه نمیده شما خارج بشید
+ارباب بخوره تو سرت وللللللللمممممم کننن (داد)
یهوجلو چشمام سیاهی دیده می‌شد و هیچی نفهمیدم...‌‌.
ویوکوک:
وسط عملیات بودیم که مین یونگ زنگ زد
-زود بگو کار دارم(جدی)
◇ارباب.‌..خانم دارن داد و بیداد میکنن مجبور شدم ایشون رو بیهوش کنم
-چیییی(داد) معلوم هست چکار کردی..الان حالش چطوره..وای به حالت اگه چیزیش بشه
◇ارباب فقط یه بیهوشی چند ساعت بهشون زدم
قطع کردم گوشی رو زود قرار داد رو امضا کردم و محموله ها رو به سئول فرستادم
بعد چند مین رسیدم خونه و با عجله بدون توجه به حرف مین یونگ رفتم داخل ا‌ت رو رو مبل دیدم نشسته و داره گریه میکنه ولی چراا.‌؟؟
رفتم سمتش که خودش رو عقب کشید
-ا.ت معلوم هست چته؟؟
+..
-باتوعم
+..ک..کوک
-جون کوک.‌..چیشده چرا داری گریه میکنی..چیزی شده
+کو..کوک راستش رو ب..گو تو دار..داری خیانت میکنی(گریه)
-ا.ت بازم برگشتیم سر این موضوع کی میخوای تمومش کنی صد بار گفتم من عاشقتم...
+ولی من اینجوری فک نمیکنم..اون تابلو عکسه اینجوری نمیگه..فقط بگو چند وقته باهاش
-کدوم عکس
+خودتو نزن به کوچه علی چپ
-منظورت رو نمیفهمم چیشده؟؟کدوم عک‌...
یهو ویندوزم بالا امد
دیدگاه ها (۱)

زندگی رویایی:پارت۲۹ویوکوک:یهو ویندوزم بالا آمد که چیشده -ا‌....

زندگی رویایی:پارت ۳۰+کوک..من..من فک میکردم..برات تکراری..شدم...

بچه ها اینجا ادامه رمان زندگی رویایی پیچ قبیلم بلاک شده لطف...

زندگی رویایی:پارت۲۷ویوکوک:از موقعی که ا.ت آمد پیشم لباساشو. ...

پارت ۱۷🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤 ویو جونگ کوک غذا سفارش دادم و ...

پارت ۲۵ ویو ا / ت چشمام رو کم کم باز کردم ...ساعت. ۱۱:۴۵ . ب...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط