{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوپارتی

دوپارتی
²/²
همراه با اخمِ محوى نگاهت رو بهش دوختى كه، مردِ بزرگتر گفت:
"اين بازى ماله آدم بزرگ هاست، بچه جون!"
ناباورانه خنديدى و جوابش رو دادى:
"الان من بچه ام و تو يه آدم بزرگ؟"
مرد سرى تكون داد و از سرِ جاش بلند شد.اسلحه رو به كمرش بست و بعد؛ بى توجه به تو و نگاهِ عصبيت از كنارت رد شد.
براىِ چند ثانيه به جاى خاليش خيره شدى اما بعد از گذشتنِ ثانيه ها، آروم خنديدى.
خنده ات گرفته بود.نه از روى خوشحالى و يا شادى!
بلكه از روى عصبانيت و خشمِ ناشى از رفتارِ مرد.
بى توجه به جمعى كه توش قرار داشتى؛ از سرجات بلند شدى.
سمتِ مردى كه پشت بهت نشسته بود حركت و دقيقا كنارش پشتِ كانتر نشستى.
آرنجت رو روىِ كانتر قرار و چونه ات رو به كفِ دستت تكيه دادى.
جونگکوک درحالى كه از مارتينى تو گيلاسش ميخورد، نيم نگاهى بهت انداخت و خنديد:
"بچه هم نبودى نميزاشتم بازى كنى!"
آهى كشيدى.دندون هات رو روىِ هم سابيدى و تابى به چشمهات دادى:
"اصلا به تو چه كه من چيكار ميكنم؟"
مردِ بزرگتر، كامل سمتت برگشت.نگاهش رو بينِ اجزاىِ صورتت چرخوند و آروم لب زد:
"اجازه ندارى با اسلحه من، خودت رو به كشتن بدى!"
با اتمامِ جمله اش، ابرويى بالا انداختى.هومى كشيدى و قبل از بلند شدن از روى صندلى گفتى:
"پس از ينفر ديگه اسلحه ميگيرم!"
بعد از اتمامِ جمله ات، خواستى بلند بشى اما، كفِ دستِ مرد روىِ رونِ پات نشست و مانع بلند شدنت شد:
"دركل حق ندارى سرِ جونت ريسك كنى!چه با اسلحه من، چه با اسلحه هر عوضى ديگه اى!"
@helena_88


چطور بود؟ خوشتون اومد؟
حمایت یادتون نره قشنگام💜✨
















#بی_تی_اس #بنگتن #آرمی #سناریو #جونگکوک
دیدگاه ها (۱۱)

دوپارتی²/¹تو به همراهِ همسر مافياييت، به شام دعوت دوستانه‌ای...

دوپارتی ²/²"من ازت..اينو نخواستم!"مردِ مقابلت، با طى كردنِ ي...

دو پارتی²/¹تو به يك دورهمى دعوت شدى كه دشمنت هم اونجا بود.يك...

تکپارتیبعد از يك روز پركار، بالاخره به خونه برگشته بودى.تو ا...

اتمامِ جمله ات مصادف شد با گره خوردنِ ابروهاىِ پسر.نامجون آه...

"انقدر سعى نكن كه بال بزنى، وگرنه پر هات رو ميچينم كوچولو!"ن...

تورو سمتِ خودش كشيد و زمانى كه بهش نزديك تر شدى؛ آروم گونه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط