{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو پارتی

دو پارتی
²/¹
تو به يك دورهمى دعوت شدى كه دشمنت هم اونجا بود.
يك گوشه نشسته بودى اما، يكى از دوستهات تورو سمتِ جمع خودشون كشيد.
همونجا ديدى كه دشمنت داره راشن رولت بازى ميكنه و اينبار از تو ميخواد كه تو بازى شركت كنى:
"از من يه سوال بپرس!"
همراه با اخم ميگى:
"نه! لطفا اين مسخره بازيت رو تمومش كن!"
مردِ مقابلت، خونسردانه جوابت رو ميده:
"گفتم ازم سوال بپرس!"
كلافه جوابش رو ميدى:
"تو چى ميخواى؟"
دشمنت، نيشخند ميزنه و ميگه:
"تو"
و بعد ماشه رو ميكشه.
بعد از كشيدن شدن ماشه، چشمهات رو بستى تا اگه گلوله تو خشاب قرار داشت؛ شاهد مردن پسر و تركيدن مغزش نباشى.
اما با نشنيدن صدايى، لاى يكى از چشمهات رو باز كردى.
نگاهت رو بهش دوختى و با ديدن خونسرديش؛ درحالى كه هنوزهم سرِ تفنگ چسبيده به شقيقه اش بود، اخمِ محوى ببنِ ابروهات نشست.
جونگکوک درحالى كه بهت زل زده بود، بالاخره سر تفنگ رو از شقيقه اش فاصله داد.
نگاهت رو ازش گرفتى و به تفنگى كه حالا روىِ زمين قرار داشت، خيره شدى.
كمى به سمت جلو متمايل شدى و دستت رو سمتِ اسلحه دراز كردى.
تقريبا اسلحه تو دستت بود كه، مردِ مقابلت پيشدستى كرد و اسلحه رو گرفت و نزاشت كه دستت تو بيفته...
@helena_88

امشب پارت دوم رو میذارم خوشگلا🙃
حمایت یادتون نره💜

















#بی_تی_اس #بنگتن #آرمی #سناریو #جونگکوک
دیدگاه ها (۴)

دوپارتی²/²همراه با اخمِ محوى نگاهت رو بهش دوختى كه، مردِ بزر...

دوپارتی²/¹تو به همراهِ همسر مافياييت، به شام دعوت دوستانه‌ای...

تکپارتیبعد از يك روز پركار، بالاخره به خونه برگشته بودى.تو ا...

I'm still love you p⁴بدون اینکه منتظر واکنش تهیونگ باشه از ا...

تو و همكارت كه جفتتون هم افسرِ پليس بوديد،براىِ يكى از بزرگت...

یونگی نيشخندى زد و نگاهه خريدارانه اى به يقه بازِ لباست اندا...

مردِ مقابلت رو همونجا ديده بودى.دراصل از دور با دوستهات زيرِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط