{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگنا

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه است، پس اوراآزاد کرد،،پادشاه گفت حاجتی بخواه! درویش گفت: وقتی خدایی دارم که نیمه شب تورا بیدار میکند تامرا از بند رها کنی،، نامردیست که ازدیگری حاجت بخواهم.
دیدگاه ها (۱)

قلب تو چون باغی است که در آن خشم یا ترس، عشق یا نفرت می توان...

از پیرمردی پرسیدند:چرا ناراحتی؟گفت:جاسیگاریم شکستگفتند مگر چ...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه ا...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۹صبحِ روزِ بعد، نورِ ...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه ...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه ا...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه ا...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه ا...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه ا...

داستانی عبرت اموزپادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خو...

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط