{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁸⁵

حالم خوب نبود زنگ زدم به کوک
کوک: جانم
ا.ت: بیا سریع
کوک: چیزی شده با خانوادت درباره من حرف زدی
ا.ت: سوال نپرس تو فقط بیا
و بعد قطعش کردم

از دید کوک
سریع سوار ماشین شدم رفتم ایفون زدم و ا.ت درو باز کرد سریع رفتم پیش ا.ت نشسته بود داشت گریه میکرد سریع رفتم پیشش
کوک: ا.ت
ا.ت: کوک😭
کوک: چرا گریه میکنی
ا.ت: خواهرت😭
کوک: بورا؟ چیکار کرده
ا.ت: ما دیگه نمیتونیم باهم باشیم
کوک: چرا نمیتونیم بورا بهت چی گفته بگو
ا.ت: نمیگم
کوک: عزیزم چیشده چرا داری گریه میکنی چیزی درباره من بهت گفته
ا.ت: نه
کوک: پس بگو چقدر باید بهت التماس کنم که بگی
ا.ت: اومد تازه پیشم
کوک: خب
ا.ت: درباره تهیونگ گفت
کوک: چیگفت
ا.ت: فهمیده که تهیونگ از من خوشش میاد
کوک: وایییی کی بهش گفته نگو تهیونگ گفته
ا.ت: نه نمیدونم چطور ولی فهمیده
کوک: من نمیتونم تنهات بزارم ولی الان میرم پیش تهیونگ
ا.ت: تروخدا نرو
کوک: باید برم تو برو استراحت کن ممکنه الان پدرت بیاد خودمون کم دردسر نداریم الان پدرتم بیاد
ا.ت: باشه
سریع سوار ماشین شدم رفتم سمت تهیونگ
منشی: شما
کوک: بگو جونگکوکم
منشی: بله بفرمایید
تهیونگ: خوش اومدی
کوک: 😡
تهیونگ: چیزی شده چرا عصبانی
کوک:چقدر میخوای بورا اذیت کنی
و سریع تهیونگ پرت کردم اونور
تهیونگ: مگه چیکار کردم
کوک: هیچکاری نکردی اصلا
تهیونگ: خب بگو
کوک: بورا فهمیده که ا.ت رو میخوای
تهیونگ: ها از کجا
کوک: رفته بود پیش ا.ت
تهیونگ: 😕
کوک: برو دنباله بورا برو باهاش حرف بزن من نمیتونم تو حداقل برو
تهیونگ: چطور برم
کوک: چطور داره برو سریع برو دیگه
تهیونگ: باشه
کوک: ولی بهش درباره ا.ت چیزی نمیگی
تهیونگ: باشه

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۸)

fake kookpart*⁸⁶چند دقیقه بعدکوک: الوتهیونگ: جونگکوککوک: چته...

fake kookpart*⁸⁷تهیونگ: سلامکوک: بیا داخل بورا بالاستم: سلام...

fake kookpart*⁸⁴یک هفته بعد خودم تنها تو خونه بودم زنگ ایفون...

fake kookpart*⁸³کوک: عشقما.ت: کوک توییکوک: اره نمیخوای بیدار...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹¹*. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط