{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁸⁷

تهیونگ: سلام
کوک: بیا داخل بورا بالاست
م: سلام
تهیونگ: سلام
کوک: برو بالا اینجا نمون
تهیونگ: با اجازه
م: چطور میزاریش بره پیش بورا
کوک: خب بره
م: اون ا.ت میخواد مگه ا.ت دوس دختر تو نیست
کوک: من به ا.ت اعتماد دارم مطمئنم ا.ت تهیونگ دوس نداره

از دید بورا
بورا: چرا اومدیییی ها چرا
تهیونگ: من باید بهت توضیح بدم
بورا: نمیخواممممم
تهیونگ: بورا من نمیدونم از کجا فهمیدی
بورا: مگه مهمه
تهیونگ: من از ا.ت خوشم نمیاد بهش علاقه ندارم
بورا: هه منم باور کردم
تهیونگ: بزار توضیح بدم
بورا: بگوو
تهیونگ: اینو بهت میگم ولی قول بده به جونگکوک نگی
بورا: چرا نگم میگم خوبشم میگم
تهیونگ: منم بهت نمیگم اصلا میخوای هرکاری بکن من رفتم
بورا: بمون خب بگو به جونگکوک نمیگم
تهیونگ: بورا من ا.ت به خاطر یه چیز دیگه میخواستم
بورا: چی؟
تهیونگ: انتقام از جونگکوک
بورا: ها😐
تهیونگ: نمیخواستم جونگکوک وارد خانوادمون بشه
بورا: دروغ جدیده
تهیونگ: این راسته دارم راس میگم باور کن
بورا: ولی من نمیکنم
تهیونگ: چرا باور نمیکنی من خیلی دوست دارم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

fake kookpart*⁸⁸بورا: باید بهم فرصت بدی فکرامو کنمتهیونگ: چن...

fake kookpart*⁸⁹کوک: الو سلام عزیزمپ: الو شماکوک: تو کی هستی...

fake kookpart*⁸⁶چند دقیقه بعدکوک: الوتهیونگ: جونگکوککوک: چته...

fake kookpart*⁸⁵حالم خوب نبود زنگ زدم به کوککوک: جانما.ت: بی...

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹¹*. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط